رهبری یعنی تاثیرگذاری نه قدرت

رهبری یعنی تاثیرگذاری نه قدرت

«بریجیت هایاسینث[۱]» نویسنده‌ی کتاب «آینده‌ی رهبری: ظهور اتوماسیون، روبوتیک و هوش مصنوعی[۲]» در مقاله‌ای که به تازگی منتشر کرده است اینگونه می‌نویسد: دنیای شرکت‌ها پر از مدیر است اما رهبر خیلی کم دارد. در طول دوران حرفه‌ای‌ام فقط یک مدیر داشتم که رهبر هم بود (ژوزف). او تاثیر فوق‌العاده‌ای روی من داشت. افراد کمی وجود دارند که هم توان مدیریت دارند و هم رهبری. متاسفانه چیزی که غالباً در محیط‌های کاری می‌بینیم فرهنگ ترس و ارعاب است. کارمندان چاپلوس پاداش می‌گیرند و آن‌ها که صادقانه بازخورد می‌دهند تنبیه می‌شوند. به همین دلیل کارمندان خوب کارشان را رها می‌کنند.

 

این کارها هستند که مدیریت می‌شوند؛ افراد باید رهبری شوند.

 

«گریس هاپر[۳]»

 

ژوزف یک رهبر الهام بخش بود. او نمونه‌ی یک انسان فروتن، اصیل و بزرگوار بود و همواره برای کارمندانش وقت می‌گذاشت. رهبران الهام‌بخش توان رساندن یک سازمان و افراد آن را به قله‌ها دارند. ژوزف متکی به عنوان یا موقعیتش نبود بلکه به تاثیرگذاری و الهام‌بخشی‌اش تکیه داشت. او بدون استفاده از قدرتش وظایف را به کارمندانش محول می‌کرد و انجام می‌شدند. او وفاداری و حمایت کامل ما را داشت. عباراتی چون «چه تیم فوق‌العاده‌ای»، «شما بهترینید»، «من به قضاوت شما اعتماد دارم» و «احسنت» در صدر فرهنگ لغات او قرار داشتند. در طول رهبری او روحیه‌ی تیم بسیار بالا بود. او سبب شد همه احساس کنند ارزشمندند و از آن‌ها قدردانی می‌شود. رهبری یعنی قدرتمند کردن افراد به طوری که بهترین خودشان باشند و بهترین‌ها را خلق کنند.

 

رهبری یعنی تاثیرگذاری نه قدرت

کارمندان مشتاق کار کردن با مدیری هستند که توان رهبری دارد؛ مدیرانی که هوش هیجانی بالایی دارند و افراد را در اولویت قرار می‌دهند. بسیاری از مدیران روی ترقی کردن و رسیدن به اهدافشان تمرکز دارند؛ فرقی نمی‌کند چه بهایی برای کارمندان داشته باشد. رهبران خوب به انجام شدن کارها همان‌قدر اهمیت می‌دهند که به حال خوش کارمندانشان. آن‌ها به رشد و پیشرفت کارمندانشان علاقمندند.

 

اگر اقدامات شما دیگران را تشویق کند که رویای بزرگتری داشته باشند، بیشتر یاد بگیرند، بیشتر زحمت بکشند و رشد کنند، شما یک رهبر هستید.

 

«جان کوئینسی آدامز[۴]»

 

آموزش، کوچینگ و منتورینگ مهم‌ترین جنبه‌های رهبری هستند و گاهی اوقات نادیده گرفته می‌شوند. رهبران واقعی مشتاقانه دانش خود را به اشتراک می‌گذارند و از موفقیت دیگران هراسی ندارند. برای اینکه یک ارتقا‌دهنده‌ی خوبی باشید باید فروتنی را چاشنی کارتان کنید چراکه با رساندن افراد به بالاترین حد از پتانسیلشان ممکن است آن‌ها از شما پیشی بگیرند. رهبران واقعی بیشتر هدفشان خدمت‌گذاری است تا خدمت گرفتن.

مدیران فراموش می‌شوند اما رهبران در قلب و ذهن افراد باقی می‌مانند. ژوزف چند ماه پیش فوت کرد اما من همچنان او را و میراثی که از خود به جا گذاشت را به یاد دارم.

بهترین میراثی که یک رهبر می‌تواند از خود به جا بگذارد پرورش رهبرانی جدید است. از مدیران خواهش می‌کنم که در ارتباط با کارمندانشان رفتار یک انسان با یک انسان را داشته باشند. کارمندانتان انسان هستند؛ آمار روی نمودار نیستند. آن‌ها را بشناسید؛ با آن‌ها متناسب با سطحشان ارتباط بگیرید (سطح دانش، احساس و …) و انعطاف‌پذیر باشید. اگر می‌خواهید میراثی ماندگار از خود به یادگار بگذارید روی افراد سرمایه‌گذاری کنید.

 

 


[۱] Brigette Hyacinth

[۲] The Future of Leadership: Rise of Automation, Robotics and Artificial Intelligence

 

[۳] Grace Hopper

 

[۴] John Quincy Adams

مطالب مشابه

ثبت دیدگاه جدید

نام ایمیل
دیدگاه